داستان طنز
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 6:58
xa0 کی جرات داره گربه را دم حجله بکشه! از پدربزرگ راز ۴۰ سال زندگی موفقاش را پرسید.پدربزرگ لبخندی زد و از شب اول زندگیاش گفت:شب اول بود پسرم، روی تخت با مادربزرگت نشسته بودم و برایش از خاطراتم میگفتم.دهانم خشک شده بود،اما اگر به مادربزرگت میگفتم یک لیوان آب بیاور، ممکن بود حوصله نکند و همان اولین در...
داستان پسوخه
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 6:58
xa0 پسوخه پادشاهی بود در یونان قدیم که سه دختر داشت. دختر کوچکتر که نامش پسوخه بود، در حسن و ملام چنان به کمال بود که خلق بسیار هر روز برای دیدنش بر در قصر گرد می آمدند و به تعبیر جامی: او فروزان چو مه و کرده هجومبر در و بامش اسیران چو نجوم مردم او را ونوس یا آفرودیت، الهه زیبایی، می خواندند و به جا...
یاد کودکی
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:01
این شعر تقدیم به تمام متولّدین دهه های سی ، چهل، پنجاه و شصت؛ که اکنون خودساخته ترین پدران و مادران این سرزمین هستند : من پُرم از خاطرات و قصه های کودکیاین که روباهی چگونه می فریبد زاغکی !قصّهٔ افتادنِ دندانِ شیری از هُمالاک پشت و تکّه چوب و فکرهای اُردکی ! قصّهٔ گاو حسن ، دارا و سارا و امینروزٍ بار...
گامهایی استوار واراده ای مستحکم
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:23
ساعت حدود شش صبح در فرودگاه به همراه دو نفر از دوستانم منتظر اعلام پرواز بودیم. پسرکی حدوداً هفت ساله جلو آمد و گفت: واکس میخواهی؟ کفشم واکس نیاز نداشت، اما از روی دلسوزی گفتم: «بله.»به چابکی یک جفت دمپایی جلوی پاهایم گذاشت و کفش ها را درآورد.به دقت گردگیری کرد، قوطی واکسش را با دقت باز کرد، بندهای
داستان طنز
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:23
xa0 کی جرات داره گربه را دم حجله بکشه!از پدربزرگ راز ۴۰ سال زندگی موفقاش را پرسید.پدربزرگ لبخندی زد و از شب اول زندگیاش گفت:شب اول بود پسرم، روی تخت با مادربزرگت نشسته بودم و برایش از خاطراتم میگفتم.دهانم خشک شده بود،اما اگر به مادربزرگت میگفتم یک لیوان آب بیاور، ممکن بود حوصله نکند و همان اولین د
داستان پسوخه
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:23
xa0 پسوخهپادشاهی بود در یونان قدیم که سه دختر داشت. دختر کوچکتر که نامش پسوخه بود، در حسن و ملام چنان به کمال بود که خلق بسیار هر روز برای دیدنش بر در قصر گرد می آمدند و به تعبیر جامی: او فروزان چو مه و کرده هجومبر در و بامش اسیران چو نجوم مردم او را ونوس یا آفرودیت، الهه زیبایی، می خواندند و به جای...
تفاوت مدیتیشن،مراقبه،تمرکز
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:23
» تفاوت آدمهاوانسانها ( جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ )» خاکسپاری حافظ ( جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ )» تفاوت مدیتیشن،مراقبه،تمرکز ( جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ )» قانون 15دقیقه ای موفقیت ( جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ )» دوست داشتن ( چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۶ )» داستان پسوخه ( شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ )» داستان طنز ( شنبه
خاکسپاری حافظ
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:23
u200d u200d ماجرای ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ حافظ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا میرود ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯار ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ میریزند ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، به این ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ.ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ برمیخیزند. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕ...
تفاوت آدمهاوانسانها
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:23
تفاوت آدمهاوانسانها! آدمها!...زندگی میکنند!!انسانها!...زیبا زندگی میکنند!!...آدمها!...میشنوند!!انسانها!...گوش میدهند!!....آدمها!...میبینند!انسانها!...عاشقانه نگاه میکنند!!...آدمها!...درفکر خودشان هستند!انسانها!...بدیگران هم فکر میکنند!!...آدمها!...میخواهند شاد باشند!انسانها!. میخواهند شاد کنن
ترس
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:40
» طناب را باز کن ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» بیشعوری ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» زنان ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» بیشعوری ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» هفت ستاره درخشان ( پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» برای خودتان ( یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» نقاش ( جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹
هفت کلید طلایی آرامش در ارتباطات
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:40
» طناب را باز کن ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» بیشعوری ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» زنان ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» بیشعوری ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» هفت ستاره درخشان ( پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» برای خودتان ( یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» نقاش ( جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹
نگاه زیبا
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:40
دو تا کارگر گرفته بودم واسه اثاث کشی.گفتن ۴۰ تومن من هم چونه زدم شد ۳۰ تومن... بعد پایان کار، توی اون هوای گرم سه تا 10 تومنی دادم بهشون.یکی از کارگرا 10تومن برداشت و 20 تومن داد به اون یکی. گفتم مگر شریک نیستید؟؟گفت چرا ولی اون عیالواره، احتیاجش از من بیشتره. من هم برای این طبع بلندش دوباره 10 تومن
نقاش
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:40
» طناب را باز کن ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» بیشعوری ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» زنان ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» بیشعوری ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» هفت ستاره درخشان ( پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» برای خودتان ( یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» نقاش ( جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹
هفت ستاره درخشان
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:40
اگر در شهر زندگی میکنید، لابد با خود میگویید ما را چه به خواندن این مقاله! ستاره... آسمان... یادش به خیر آن شبهایی که تابستانها در حیاط یا روی پشت بام میخوابیدیم و نسیمی به صورتمان میخورد و سوسوی ستارهها را آنقدر نگاه میکردیم تا خوابمان ببرد... حالا ولی در این آسمان دودگرفته...!تصویر راهنم
زنان
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:40
» طناب را باز کن ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» بیشعوری ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» زنان ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» بیشعوری ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» هفت ستاره درخشان ( پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» برای خودتان ( یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» نقاش ( جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹
بیشعوری
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:40
بيشعورهاپوزخند می زنندريشخند می كنندبه بدبختی ديگران می خندندبا استهزاء همديگر را به لجن ميكشند امّا به هيچ وجه نمی توانند در كنار ديگران شاد باشنديا ديگران را خوشحال كنند ،به ويژه"اصلاً ظرفيت شوخی با خودشان را ندارند.بيشعورها شنونده هاي خوبي اند.انها در كشف نقطه ضعف ها و نقايص دوستان ، همكاران و دش
طناب را باز کن
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:40
» طناب را باز کن ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» بیشعوری ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» زنان ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» بیشعوری ( چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» هفت ستاره درخشان ( پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» برای خودتان ( یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ )» نقاش ( جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹
ساده
-
تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 0:31
سعی کرده ام همه را دوست بدارمهمه دوست داشتنی اند، هرچند خود نمی دانندسعی کرده ام به همه بگویم توچون احساس شیرین نزدیک بودن می دهد سعی کرده ام به چشمها خیره نشومچشم هر کسی رازی دارد که پنهان کرده استسعی کرده ام لبخندی داشته باشمشاید کسی ببیند و کمی دلش باز شود. سعی کرده ام به گل های پارک کنار خانه ما...
نقاب
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 8:54
xa0 شما را نمی دانماما من نقاب های زیادی دارم…نقاب «زنی خوشبخت»در جمع فامیل«زنی با رو بنده»در مناسبت های مذهبی«زنی روشنفکر»در گالری ها«زنی مرفه»در بازارچه «زنی متمدن»زمانی که در کافه سیگار روشن می کنم«زنی با رژلب قرمز»در رویاهای ممنوعه«زنی با کفش های پاشنه بلند»شبی که به کنسرت می رومو«روسپی»در تختخو...
مرضیه
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 8:54
xa0 به رهی دیدم برگ خزان پژمرده ز بیداد زمان كز شاخه جدا شد xa0 چو ز گلشن رو كرده نهان در رهگذرش باد خزان چون پیك بلا بود xa0 ای برگ ستمدیده پاییزی آخر تو زگلشن ز چه بگریزی روزی تو هم آغوش گلی بودی ، دلداده و مدهوش گلی بودی xa0 ای عاشق شیدا xa0دلداده رسوا xa0گویمت چرا فسرده ام در گل نه صفایی xa0نی ب...