[چنین گفت زرتشت /بخش یکم/درباره ی سه دگردیسی ]
_________________________
✍️ بخشِ یکمِ چنین گفت زرتشت با پاره ای با عنوانِ "درباره ی سه دگردیسی" آغاز میگردد که در آن سه مرحله ی نمادینِ تغییر و تحولِ جانِ آدمی در مسیرِ اندیشه ورزی، با استفاده از سه نمادِ شتر، شیر و کودک، شرح داده میشود.
#شتر حیوانِ بردبار و تواناییست اما تواناییِ او تنها در بارکشیدن و حمل کردن میباشد. در واقع تواناییِ شتر از نوعِ انفعالیست و تابعِ عواملِ بیرونیست.
✍️ شتر حیوانیست که او را به سادگی بار میکنند. او "نه گفتن" نمیداند و هرچه را که بر دوشِ او گذارند حمل مینماید:
«جانِ بردبار میپرسد: گران کدام است؟ و اینگونه چون شتر زانو میزند و میخواهد که خوب بارَش کنند»
✍️ منظورِ #نیچه از بار، همان ارزشهای کهن و همگانی، اخلاقیاتِ سنتی، ایدئولوژی های گوناگون و حتی علوم و معارف بشری و تمامیِ آن چیزهایی ست که تا کنون به عنوانِ حقیقت و اصولِ مطلق پذیرفته و یا بر اشخاص تحمیل شده اند.
کسی که مانند شتر جانِ بردباری دارد اینها را به سادگی میپذیرد. و نه تنها میپذیرد، بلکه از اینکه بتواند چنین بارهایی را بر دوش کشد شادمان میگردد. چون بدین ترتیب میخواهد با حملِ بارهای گوناگون و سنگین ترین بارها، تواناییِ خود را به خویشتن و همچنین دیگران اثبات نماید:
«جانِ بردبار میپرسد: گرانترین چیز کدام است ای پهلوانان، تا که بر پُشت گیرمش و از نیروی ِ خویش شادمان شوم
...
جانِ بردبار این گرانترین چیزها را همه بر پشت میگیرد و چون شتری بارکرده که شتابان رو به صحرا مینهد، به صحرای خویش میشتابد»
✍️ در واقع جانِ شتر به "جانِ سنگینی" زنجیر شده است و نمیتواند خود را از بندِ این زنجیر رها سازد. در پاره ی دیدار و معما، جانِ سنگینی _ که #زرتشت آن را شیطان و سَرِ دشمنانِ خویش مینامد_ به شکلِ گورزاد و کورموش بر پشت او مینشیند و تلاش میکند که مانعِ بالا رفتنِ او در مسیرِ کوهستان گردد.
ادامه دارد...
برچسب:
نویسنده: شیدا قاسمیپور