خرید بک لینک

مجالی نيست تا برای گيسوانت جشنی به پا كنم
كه گيسوانت را يك به يك
شعری باید و ستايشی
ديگران
معشوق را مايملك خويش می پندارند

اما من
تنها می خواهم تماشايت كنم
به خاطر موهايت
قلب من
آستانه گيسوانت را،يك به يك می شناسد.
آنگاه كه راه خود را در گيسوانت گم می كنی
فراموشم مكن
و به خاطر آور كه عاشقت هستم

مگذار در اين دنيای تاريك بی تو گم شوم
موهای تو
اين سوگواران سرگردان بافته
راه را نشانم خواهند داد
به شرط آنكه دريغشان مكنی

گله هارابگذار!
ناله هارابس كن!
روزگارگوش ندارد كه
تو هي شِكوه كني!
زندگي چشم ندارد كه ببيند
اخم دلتنگِ تو را...
فرصتي نيست كه صرف
گله وناله شود!
تابجنبيم تمام است تمام!!
مهرديدي كه به برهم زدن
چشم گذشت....
ياهمين سال جديد!!
بازكم مانده به عيد!!
اين شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نيست كه نيست!!
زندگي گاه به كام است
و بس است؛
زندگي گاه به نام است
و كم است؛
زندگي گاه به دام است
و غم است؛
چه به كام وچه به نام وچه به دام...
زندگي معركه همت ماست...
زندگي ميگذرد...
زندگي گاه به نان است
و كفايت بكند؛
زندگي گاه به جان است
و جفايت بكند؛
زندگي گاه به آن است
و رهايت بكند؛
چه به نان۴
و چه به جان
و چه به آن...
زندگي صحنه بي تابي ماست...
زندگي ميگذرد...
زندگي گاه به راز است
و ملامت بدهد؛
زندگي گاه به ساز است
و سلامت بدهد؛
زندگي گاه به ناز است
و جهانت بدهد؛
چه به راز
و چه به ساز
و چه به ناز...
زندگي لحظه بيداري ماست...
زندگي ميگذرد...

برچسب: نویسنده: شیدا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 3:34

صفحه بندی