
❣دیروز در جلسه مصاحبه استخدام پرسیدم: شغل پدر؟گفت: شغلشان آزاد است.گفتم: یعنی چه؟گفت: مقداری زمین کشاورزی دارند و در کار ادوات کشاورزی هم هستند.گفتم: یعنی فروشنده ادوات کشاورزی هستند؟گفت: نه! متعلق به...
ادامه مطلب
#داستانهای_تلاش_شما تا به حال با کسی همسفر شدهاید، صبحانه بخورد بپرسد ناهار چه بخوریم، ناهار بخورد بپرسد شام چه بخوریم؟ شام هم بخورد و نگران صبحانه فردا باشد؟چند وقت پیش سفری پیش آمد، با یک گروه همسفر شدم، یک خانمی توی گروه بود نیقلیان، مثل مداد. خ...
ادامه مطلب
پسوخه پادشاهی بود در یونان قدیم که سه دختر داشت. دختر کوچکتر که نامش پسوخه بود، در حسن و ملام چنان به کمال بود که خلق بسیار هر روز برای دیدنش بر در قصر گرد می آمدند و به تعبیر جامی: او فروزان چو مه و کرده هجومبر در و بامش اسیران چو نجوم مردم او را ونوس یا آفرودیت، الهه زیبایی، می خواندند و به جای معبد آفرودیت به دیدار پسوخه می آمدند. وقتی خبر به الهه جمال رسید، چنان از حسادت لبریز شد که پسرش اِر...
ادامه مطلب
پسوخهپادشاهی بود در یونان قدیم که سه دختر داشت. دختر کوچکتر که نامش پسوخه بود، در حسن و ملام چنان به کمال بود که خلق بسیار هر روز برای دیدنش بر در قصر گرد می آمدند و به تعبیر جامی: او فروزان چو مه و کرده هجومبر در و بامش اسیران چو نجوم مردم او را ونوس یا آفرودیت، الهه زیبایی، می خواندند و به جای م...
ادامه مطلب
» تفاوت آدمهاوانسانها ( جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ )» خاکسپاری حافظ ( جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ )» تفاوت مدیتیشن،مراقبه،تمرکز ( جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ )» قانون 15دقیقه ای موفقیت ( جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ )» دوست داشتن ( چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۶ )» داستان پسوخه ( شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ )» داستان طنز ( شنبه...
ادامه مطلب
u200d u200d ماجرای ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ حافظ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا میرود ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯار ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ میریزند ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، به این ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ.ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ برمیخیزند. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ...
ادامه مطلب
همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم. انتظارات همیشه صدمه زننده هستند. زندگی کوتاه است. پس به زندگی ات عشق بورز. خوشحال باش و لبخند بزن، قبل از اینکه صحبت کنی، گوش کن. قبل از اینکه بنویسی، فکر کن. قبل از اینکه خرج کنی، درآمد داشته باش، قبل از اینکه دعا کنی، ببخش. قبل از اینکه صدمه بزنی، احساس کن. قبل از تنفر، عشق بورز. در حقیقت زندگی این است. احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر!شکسپیر...
ادامه مطلب
میدانی چقدر لذت دارد این پاییزها را تنها گذراندن ، فکر کرده ای چقدر خوب است صبح زود از خواب بیدار شوی و خیابان سرد و خالی را برای رفتن به مقصدت تنها قدم بزنی، لپ قرمز شده ی بچه مدرسه ای هارا بکشی، برایشان آرزوی موفقیت کنی و بهشان لبخند هدیه کنی ، پرتغال های سبز و ترش را با چشم های بسته بخوری و دلت ضعف برود از حال خوبی که داری. چقدر دوس دارم این حس و حال را، هوا سردِ سرد را مثلأ سوار تاکسی شوم و شیشه را پایین بیاورم باد به صورتم بخورم نفس بکشم .بخندم و با دستم هوا را بگیرم و ببوسمش، نگاه خیره ی دیگران را که دیدم بگویم : ببخشید اگر زیادی دیوانه أم و چشمانم را...
ادامه مطلب
هوای توی گل فروشی؛ خاروندن ردکش جوراب؛ دیرمیرسی سرکار و رییس هنوز نیومده؛ خنکی اون طرف بالش؛ اسم عطر تو بپرسن؛ لیسیدن انگشتهای پفکی؛ وقتی نوزادی انگشتتو محکم بگیره؛ بوی تن نوزاد؛ وقتی خوابی یکی پتو بندازه روت؛ مغز کاهو؛حرف زدن بچه باخودش وقتی داره تنهایی بازی میکنه؛ اخر سفر بشینی همه عکسهایی رو که گرفتی نگاه کنی؛ وقتی کسی بهت میگه صدای خندت رو دوست داره؛ وقتی خندت میگیره و خندتو نگه میداری؛ بچهها بازیشونو نگه دارن تا از کوچه رد بشی با پای برهنه روی شنهای خیس ساحل قدم میزنیبوی چمن خیس...زندگی رو ساده بگیرین و از این همه لذتهای كوچك زندگی ...
ادامه مطلب